چنین رویکردی بیانگر آن است که توسعه علمی و تربیت نیروی انسانی متخصص، نقشی تعیینکننده در حفظ استقلال و پیشرفت کشور دارد.
در دوران پس از جنگ، دانشگاهها میتوانند یکی از مهمترین ارکان بازسازی کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی باشند. نخستین مأموریت دانشگاه در این مسیر، تقویت روحیه امید و انگیزه در میان دانشجویان است. طی سالهای اخیر، بهدلایل مختلف بخشی از جامعه دانشجویی با کاهش انگیزه مواجه شده و شرایط جنگی نیز این وضعیت را تشدید کرده است. در چنین فضایی، اساتید دانشگاهها نقش مهمی در بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت امید به آینده برعهده دارند. دانشجویان بهعنوان بخشی از جامعه، نیازمند آرامش روانی و چشماندازی روشن برای آینده هستند و دانشگاه میتواند این بستر را فراهم کند. از سوی دیگر، ارتقای کیفیت آموزش یکی از الزامات دوره بازسازی است. تجربه آموزشهای مجازی نشان داد نظام آموزشی برای پاسخگویی به نیازهای جدید باید به سمت آموزشهای هوشمند، نوآورانه و اثربخش حرکت کند. دانشگاهها باید با بهرهگیری از فناوریهای نوین، زمینه تربیت نیروهای متخصص و کارآمد را بیش از گذشته فراهم آورند.
نقش دانشگاه در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز بسیار حائز اهمیت است. طراحی الگوهای پایداری اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی و تقویت انسجام ملی ازجمله مأموریتهایی است که میتواند با مشارکت دانشگاهیان دنبال شود. همچنین فعالیت گروههای جهادی دانشگاهی که در دهها دانشگاه کشور شکل گرفتهاند، ظرفیت ارزشمندی برای حضور میدانی در فرآیند بازسازی و خدمترسانی به جامعه محسوب میشود.
در عرصه اقتصادی و سیاسی نیز دانشگاهها میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند. بهرهگیری از ظرفیت اساتید، پژوهشگران و نخبگان برای ارائه راهکارهای علمی و عملی در جهت رونق تولید، افزایش بهرهوری و حل مسائل اقتصادی کشور، ضرورتی انکارناپذیر است. اقتصاد دانشبنیان زمانی محقق میشود که یافتههای علمی به سیاستها و برنامههای اجرایی تبدیل شوند.
در نهایت، اقتدار ملی بر دو پایه مهم استوار است؛ اقتدار دفاعی و اقتدار علمی. اگر نیروهای مسلح مسئولیت صیانت از مرزهای کشور را برعهده دارند، دانشگاهها نیز وظیفه تولید دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و تقویت توان علمی کشور را بر دوش میکشند. از اینرو، دانشگاه نه فقط یک مرکز آموزشی، بلکه پیشران اصلی بازسازی جامعه و آیندهسازی کشور بهشمار میآید.